عروسی آقا سید علی
حاج محمود برای تنها پسرش سنگ تمام گذاشت و از زیر خجالت همه در آمد . از جمله اینکه برا داماد آپارتمانی خریده و مادر داماد هم قطعه باغی آباد با آب زراعی مکفی به عروس خانم هدیه کردند . فعلا با عروسی آقا تا عروسی آقا رضا مراسم خاصی در پیش نبوده مگر اینکه در آینده نزدیک خبر خاصی به گوش برسد . من هم آرزوی سعادت و خوشوقتی برا آقا و خانم قرایی آرزو دارم .
سید علی تنها پسر بوده و به همراه سه خواهرش زهرا و معصومه و صدیقه به جرگه متاهلین می پیوندد . تنها خواهر باقیمانده در منزل پدری فرشته دانشجوی روانشناسی سمنان می باشد .
سید علی ابتدایی را در دبستان سعدی دیزج و راهنمایی را در مدرسه راهنمایی مبارزان و دبیرستان را در شهدای محراب شاهرود گذرانده است . پس از پایان دبیرستان در رشته حسابداری دانشگاه آزاد شاهرود پذیرفته شده و کارشناسی را در آنجا دریافت داشتند .
پس از آن به مدت دو سال خدمت دوره ضرورت نظام وظیفه را در نیروی انتظامی تهران گذراندند .
همانطور که اشاره شد حاج محمود کارمند راه آهن شمالشرق شاهرود بوده و مدتی اوایل خدمت خود را در ایستگاه گرداب سمنان مشغول بکار بودند . در آن ایستگاه پاسگاه پلیس نیز مستقر و آقای قرایی مسئول پاسگاه بوده و با حاج محمود روابط حسنه و گرمی داشتند . این رفاقت و دوستی همچنان بعد از انتقال به ایستگاه شاهرود ادامه داشته و در همین راستا و بزرگ شدن بچه ها و ایجاد علاقه در دو طرف تصمیم به وصلت می گیرند . دو سال قبل مراسم اولیه را به انجام رسانده ولی چون دختر آقای قرایی دانشجو بودند اجرای عروسی را به بعد از تحصیلات موکول می کنند .
زهرا عروس حاج رضا علیمحمدی مدیر عامل سردخانه توحید و کنستانتره شده و همسرش مجتبی هم در همین مجموعه شاغل هستند . همسر معصومه آقای رضا علیمحمدی در شرکت پست شاهرود شاغل و دانشجوی حسابداری نیز می باشند . صدیقه پس از تحصیلات کارشناسی با آقای حسین لطفی ازدواج و ایشان هم کارشناسی حسابداری داشته و شاغل در سردخانه می باشند .
حاج محمود پس از بازنشستگی در راه آهن شاهرود بیشتر وقت خود را در ساخت و ساز و توسعه تکیه ای که مسئولیت آنرا پس از پدر مرحومشان پذیرفته اند میگذرانند .
نا گفته نماند برای آقایان مذکور علاوه بر سمتهایی که برایشان ذکر شد بایستی باغداری انگور را هم به عنوان بخشی از مستغلات ایشان یاد میکردیم که امیدواریم باغشان آبادتر و طول عمرشان پر برکت تر باشد .
در اینجا تعدادی عکس تقدیم می شود :

با باجناق آقای منتظری

آقا رضا موسوی و ...خونچه بری پسر همشیره حاج زهرا

حاج محمود و آقای قرایی

آتش و اسفند و رونمایی خوانی . حاج فاطمه همشیره حاج فاطمه مادر داماد و زهره احمدی و ......

مراسم حنا بندان شب قبل از عروسی
سيد حسين ميراسدي ام و اهل شاهرود و ساکن تهران و اهل فرهنگ و تعليم و تربيت بوده و معلمي مرا با خود برده و در قالبي که او برايم ريخته نتوانسته ام از آن خارج شده و به خود اصلي ام برسم . پرواي اين را هم ندارم که رضايتم را از وضع موجود اطهار نمايم . از جمله اينکه پس از بازنشسته شدن باز هم به نوشتن علاقه مندم و به اصرار اطرافيان و دوستان قصد آن کردم که با نوشتن فاصله ام با فرهنگ را در حد متوسطي نگه دارم . اميد دارم دوستان با عنايات خود مرا ياري نمايند .