در باره من مختصری از شرح حال
مختصري از شرح حال
در خانواده اي مذهبي و روحاني در 20 ارديبهشت سال 1334 برابر با19 رمضان شال 1373 هجري - قمري و 10 مي 1955 ميلادي به دنيا آمدم . پدرم آقا سيد مرتضي ميراسدي فرزند آيت الله سيد ذبيح الله ميراسدي متولد سال 1300 و مادرم مرحوم فاطمه سادات موسوي متولد سال 1304 مي باشند
دوره ابتدايي را در مدرسه سعدي دزج گذرانده و شاگرد اول و ممتازمدرسه بودم . معلمينم به ترتيب آقايان :معصومي - باقري - طبسي - تربتيان - حسني - طاقيان بودند . مديريت مدرسه را عبدالجواد فرومدي بعهده داشتند . شش سال دوره متوسطه را در دبيرستان شاهپور ( شريعتي )که مديرانش آقايان مولوي و نبوي و معاونينش عباسيان و طاهري بودند در رشته تجربي گذرانده و در خرداد سال 1354 فارغ التحصيل شدم . ار دبيران اين دوره از الهي -رحيميان- صادقيان-نعمتي-محمدي-عربعلمري-موتوي-نگهبان-ميرمطهر-شعاعي-امانپور-خطيبي-فرهادي-صمدي-صمدي ميلاني-عبداللهيان-اسدي-کريمي-اقبال را مي توان نام برد .
جا دارد از زحمات حضرت حجه الاسلام حاج آقا سید مصطفی میراسدی که پسر عمو بوده و در زمان تحصیل دبیرستانم ایشان هم در مدرسه و حوزه علمیه قلعه شاهرود طلبه و همزمان معلم مدرسه ملی جعفری آموزش و پرورش بودند تشکر و قدر دانی نمایم . حضرت ایشان علاوه بر سمت استادی برادر معنویم بوده و در آشنایی ام به مسایل دینی و انجام فرائض در مدتی که در مدرسه حوزه علمیه قلعه رفت و آمد داشتیم نقش بسزایی داشته اند . همینطور هم در خصوص ازدواجم با توجه به شناختی که ایشان از خانواده پوریحیی خصوصا اسماعیل پوریحیی برادر همسرم که در آن زمان مدیر کل ثبت احوال استان سمنان بوده داشتند نقش فراموش نشدنی را ایفا نمودند .
بعد دبيرستان در مدرسه عالي معدن شاهرود قبول ولي چون علاقه اي نداشتم راهي خدمت نظام شده و شش ماه آموزشي را در شهر سراب طي و 18 ماه بقيه را بعنوان سپاهي دانش در دو روستاي طاهر آباد ترکها و روستاي رباط لايين نو (نزديک درگز )بخش کلات نادر مشهد گذراندم . در مشهد با انديشه هاي دکتر شريعتي و کتابهايش آشنا و با نزديکي جنبش آزاديخواهي به شاهرود برگشته و فعاليتهاي سياسي پنهاني داشتم . 2سال سپاهي علاقه معلمي را در من ايجاد و در بهمن 56 در آموزش و پرورش استخدام و 2.5 سال را در بيارجمند شاهرود گذراندم . اين دوره توام با حاشيه هاي سياسي مختلفي بود که در اينجا نمي گنجد . با شروع جنگ تحميلي از مهر 59 جهت اعزام به جبهه اعلام آمادگي و 6 ماه را در جبهه گيلانغرب گذرانده و در زمستان سال 1360 با خانم حوريه پوريحيي دبير راهنمايي ازدواج که سيد هادي ميراسدي متولد چهارم بهمن61 و سيد حامد ميراسدي در 21 مرداد 63 و سيده هدي ميراسدي در اول اسفند 67 متولد شدند . علاوه بر 3 سال خدمت قبلي بقيه طول دوره خدمت را به اين شرح گذراندم : يکسال معلم راهنما و مسئول بخش مرکزي و 6 سال مسئول آموزش ابتدايي و 4 سال مدير مدارس طالقاني و شقاقي و 15 سال مدير مدرسه مبارزان .
در طول خدمت علاوه بر سمتهاي اصلي با حفظ سمت در شوراهايي مانند : آرد و نان شهرستان . شوراي بهزيستي .نماينده مديران در صندوق تعاون و شوراي بازنگري نظام آموزش و پرورش و شوراي آموزش و پرورش و گزينش و تخلفات اداري و ....... همکاري داشته ام . همينطور قريب 1500 ساعت ضمن خدمت و حدود 40 تشويقنامه داشته ام . همزمان در طول خدمت مشغول تحصيل نيز بوده و در 1367 کارداني آموزس ابتدايي را از دانشگاه آزاد شاهرود و در 1370 کارشناسي علوم تربيتي را از دانشگاه آزاد سبزوار و در 1375 کارشناسي زبان و ادبيات فارسي را از دانشگاه پيام نور دامغان اخذ کرده ام . تحصيلات دانشگاهي در حاشيه مطالعه روزمره ام قرار داشته و در کتابخانه شخصيحدود 1400 کتاب در زمينه هاي ديني و تاريخي و اجتماعي و تربيتي و .....وجود دارد . هر چند تحصيلات دانشگاهي در زمينه تربيتي و آموزشي و ادبيات فارسي دارم ولي اطلاعات مذهبي و تاريخي وسياسي ام بيشتر از آنهاست . تصميم به ادامه تحصيل در اين زمينه ها را داشته ولي پس از بررسي از سر فصل کتب مورد مطالعه در دانشگاهها از تحصيل منصرف شدم.
پدر و مادر و همينطور برادر بزرگم مرحوم سيد علي ميراسدي به رحمت ايزدي پيوسته و درمقبره خانوادگي در دزج آرميده اند . سيد محمود ميراسدي برادر بزرگم کارمند راه آهن شاهرود بوده و بازنشسته و دو برادر کوچکترم سيد محمد ميراسدي و سيد حسن ميراسدي شغل آزاد از جمله کشاورزي دارند . خواهرانم اشرف السادات همسر آقاي ابوالفضل فرومدي کارمند راه آهن و فاطمه بيگم همسر مرحوم محمد علي احمدي پليس و زهرا بيگم همسر سيد محمد علي موسوي کارمند شرکت نفت در شاهرود ساکنند .
فرزندانم سيد هادي ميراسدي دانشجوي ارشد فن آوري اطلاعات تهران وشاغل در مشاوره دانشگاه تهران و سيد حامد ميراسدي هم دانشجوي ارشد فن آوري اطلاعات و کارمند بانک پارسيان تهران و سيده هدي ميراسدي دانشجوي کامپيوتر پيام نور و شاغل در شرکت روزنه ارتباط تهران مي باشند .
همسرم خانم حوريه پوريحيي از پدر و مادري دامغاني در تهران به دنيا آمده و چون حاج ابراهيم پوريحيي راه آهني بوده در بسياري از نقاط ايران از جمله تهران و خوزستان و لرستان و مازندران دامغان و بالاخره در شاهرود خدمت و در اين شهر مقيم شده بودند . برادرانش اسماعيل و علي پوريحيي در تهران مقيم اند و خانواده خواهرانش مرحوم ليلي در تهران و عاليه در شاهرود به سر مي برند .
مهبيز پوريحيي دختر اسماعيل بعلت فوت مادرش زهرا محمدخانيدرهنگام زايمان در منزل حاج ابراهيم و تحت تربيت و پرورش حوريه قرار داشته است .
ضمنا در طول خدمت دوستان و همکاران دوست داشتنی وصمیمی بسیاری به دست آورده که در فرصتی مناسب یادی از ایشان خواهد شد .
سيد حسين ميراسدي ام و اهل شاهرود و ساکن تهران و اهل فرهنگ و تعليم و تربيت بوده و معلمي مرا با خود برده و در قالبي که او برايم ريخته نتوانسته ام از آن خارج شده و به خود اصلي ام برسم . پرواي اين را هم ندارم که رضايتم را از وضع موجود اطهار نمايم . از جمله اينکه پس از بازنشسته شدن باز هم به نوشتن علاقه مندم و به اصرار اطرافيان و دوستان قصد آن کردم که با نوشتن فاصله ام با فرهنگ را در حد متوسطي نگه دارم . اميد دارم دوستان با عنايات خود مرا ياري نمايند .