سید حامد میراسدی
سالروز تولد سید حامد میراسدی
مختصری از بیوگرافی او
در پاییز سال 62 که مادرش حوریه پوریحیی دبیر راهنمایی شاهرود بودند دوره حاملگی تازه ای را آغاز کردند. با توجه به اینکه در زایمان اولش هادی دچار ناراحتی شده بودند لذا بر آن شدند که دوره حاملگی فرزند بعدی را زیر نظر پزشکان تهران بگذرانند که در تحقیقات فراوان دکتر صادقیان متخصص زنان و استاد دانشگاه را در خیابان سهروردی شناسایی و زیر نظر ایشان و با توصیه او در انتها زیر نظر دکتر میرصادقی در شاهرود سپری کردند. سونوگرافی زنان به تازگی رواج یافته و در اولین معاینه در زمستان 62 دکتر صادقیان به مادرش اعلام کردند که فرزندتان پسر است. خانم پوریحیی البته دختر دوست داشتند که حتی اسمش را هم انتخاب کرده بودند: هدی .
در واقع خانم پوریحیی از روی وضعیت درونی خود که احساس آرامش و راحتی داشتند و بر اساس سنت گفته می شود که پسران مادر را اذیت و آزار داده و به اصلاح لگد می زنند بر این باور بود که دختر است. آنچنان شرایط پایانی مادرش خوب بود که دکتر صادقیان ترجیح داده بودند که زایمان در همان شاهرود صورت بگیرد. دکتر میرصادقی زمان زایمان را بین ده تا پانزده مرداد تخمین زده بودند که متاسفانه زمان از پانزده هم گذشت ولی از درد زایمان خبری نبود که در نهایت در کمیسیون پزشکی روز شنبه بیستم مرداد مصمم شده که برای جلوگیری از هر حادثه ای زایمان را بطور غیر طبیعی به انجام برسانند. از عصر شنبه او را در زایشگاه خوابانده و بالاخره زایمان را در ساعت پانزده روز یکشنبه بیست و یکم مرداد شصت و سه برابر با چهارده ذیقعده سال 1404 هجری قمری و یازده آگوست سال 1984 میلادی اعلام کردند. البته گفته شده بود که حدود یک هفته قبل می بایستی زایمان انجام می گرفته است زیرا اندامهای نوزاد رشد زیادی یافته بود و حتی موهای سرش پرپشت شده بود...... همه امور جراحی و زایمان به خوبی پیش رفته بود و تیم مربوط هم بعد از دو ساعت بیمارستان را ترک می کنند. ولی...
مادرش در عصر روز زايمان دچار خونريزي شده و با توجه به اينکه در شهر بانک خون وجود نداشت باالاجبار به دنبال تهيه خون آن هم از نوع کمياب آن يعني+o او مثبت بر آمديم . نظر به اينکه چهار واحد خون احتياج داشتيم بطور عادي فراهم نشد . بلکه ناچار شديم متوسل به فرماندهي پادگان که از آشنايان بود شديم . در آنجا به سربازان داراي او مثبت اعلام مي کنند که در ازاي يک هفته مرخصي بروند خون اهدا کنند . حدود 12 نفر مراجعه که از 5 نفرشان خون مي گيرند ولي به هر 12 نفر گواهي اهدايي تحويل که از مرخصي بهره مند شوند .
البته خانم پوريحيي بعد از بهبودي هدايايي را براي آن سربازان تهيه و تقديم نمودند . در دوره نوزادي زير نظر دکتر اطفال آقاي هراتي پور و دکتر تاجيکي قرار داشتند . دوره کودکستان مهر ۶۸ را در آزاده و در کلاس خانم صادقي تحصيل مي کردند . کلاس اولمهر ۶۹ در مدرسه طالقاني وزير نظر معلم توانايي به نام خانم نيازمند گذراندند . کلاسهاي دوم مهر ۷۰ و سوم مهر ۷۱ و چهارم مهر ۷۲ را در مدرسه شقاقي تحصيل و معلمين مربوط خانم ميرخسروي و يونسيان و آقاي ولي نژاد بودند . آقاي ولي نژاد چونکه فوتباليست بودند تاثير عميق تري بر روند تحصيلي ايشان داشتند . کلاس پنجم مهر ۷۳ را مجددا در مدرسه طالقاني بوده و معلم زحمتکش و توانمندي همچون آقاي هاشم مصدري داشتند .
بعد از تحصيلات ابتدايي در آزمون مدارس نمونه شرکت و قبول شده و سه سال راهنمايي را در مدرسه علامه طباطبايي به تحصيل مشغول بودند سالهای ۷۴ - ۷۵ -۷۶ . بعد سوم راهنمايي در کنکور مدارس استعدادهاي درخشان شرکت و قبول شده و چهار سال دبيرستان را که توام با حاشيه هايي براي خانواده بود تحصيل نمودند . سالهای ۷۷ - ۷۸ - ۷۹ - ۸۰ .
درتابستان سال ۱۳۸۱ و بعد اتمام دوره پيش دانشگاهي در کنکور رياضي شرکت و با رتبه ۱۸۳۰۰ در رشته رياضي شبانه دامغان قبول شد که براي ثبت نام مراجعه نکرد و چون يکسال از نظر نظام وظيفه فرصت داشت بنا را بر شرکت در کنکور سال بعد گذاشت.
در همين زمان به اداره نظام وظيفه مراجعه و چون نمره عينکش ۸ بود او را به کميسيون پزشکي معرفي و متخصص چشم پزشکي سازمان جناب آقاي دکتر کوهيان اورا معاف و در ادامه کارت معافيت دريافت داشت . در کنکور سال بعد رتبه ۴۱۰۰ آورده و هر چند مي توانست در يکي از رشته هاي خوب شاهرود قبول شود ولي بعلت اينکه برادرش هادي در دانشگاه اقتصاد و دارايي تهران تحصيل مي کرد در رشته بانکداري همان دانشگاه قبول و ثبت نام کرد . نا گفته نماند که خودش علاقه مند به ادامه تحصيل در شاهرود بود و هنوز از رغبتش به اين موضوع اشاره مي کند .
سال تحصيلي ۸۲ - ۸۳ را با برادرش سید هادي میراسدی در خوابگاه دانشگاه تهران بسر برده و از سال بعد هردويشان در منزل آقاي سعيدي و مه بيز خانم پور يحيي در ميدان رسالت - خيابان نيروي دريايي - کوچه شريعتي ساکن شدند .
در تابستان سال ۱۳۸۶ با مهاجرت خانواده به تهران تا کنون در کنار همديگرند . بعد از دريافت کارشناسي بانکداري در رشته کارشناسي ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد تهران واحد مرکز قبول شده و مشغول تحصيل شدند . در همين زمان در آزمون استخدامي بانک کشاورزي و بانک پارسيان شرکت ودر هر دو بانک پذيرفته و پس از انجام مراحل مختلف دعوت به کار شدند . با توجه به اينکه دانشجو هم بودند پارسيان را چون ضمانت سبکتري مي خواستند پذيرفته و در زمستان سال ۸۷ پس از شرکت در کلاسهاي آموزشي در بانک ميدان رسالت مشغول بکار شده و پس از آن در شعبه خيابان ميرداماد خيابان نفت شمالي و در ادامه در شعبه خیابان ملاصدرا همچنان مشغول به کارند .
از طرفي چون کلاسهاي ارشد دانشگاه آزاد با کار بانک تداخل داشت از دانشگاه آزاد انصراف داده در تابستان سال ۸۷ در کنکور سراسري شرکت و با رتبه ۲۴۰ سراسري موقعيت خوبي براي انتخاب رشته و دانشگاه به دست آورد . پس از مشورت با مسئولين بانک و اينکه راحت تر هر دوي کارها را به انجام برساند دانشگاه پيام نور تهران را انتخاب و اکنون ترم پایانی را در حال به پايان بردن است .
نکته جالب توجه اين انتخاب رشته آن بود که از طرف سازمان سنجش تلفن زده بودند که شما در انتخاب رشته با توجه به رتبه اشتباه کرده و مي توانيد با مراجعه اشتباه را تصحيح کنيد . که البته توضيح داده شده که با توجه به موقعيت شغلي فقط مي توانند در پيام نور تحصيل کنند .
خصوصیات اخلاقی و رفتاری
او فردي بسيار احساسي و مهربان شوخ طبع بوده و از نظر کاري از حد اکثر فداکاري و جديت و انضباط برخوردار است . فوتبال جزء جدا نا پذير زندگي اجتماعيش بوده از طرفداران متعصب باشگاه استقلال و از تيمهاي بين المللي طرفدار آرژانتين - اسپانيا - ايتاليا - بارسلون - است . موسيقي را در کنار ساير امور فرهنگي از جمله تلويزيون راديو و سينما ترجيح مي دهد . طرفدار خوانندگان نو گرا و صاحب سبک است از رضا صادقي تا قميشي و بنيامين و نامجو تا شجريان و عصار .......
از دوستان دوران تحصيل دبيرستان مي توان به واحدي - غياث الدين - مددي - سلماني - بداغي - امير عبداللهيان - ناظمي - طزره اي.
از دوستان خانوادگي از همه نزديکتر پسر دايي اش محمدرضا پور يحيي و امير ميرزايي - سينا اميدي - بهزاد عامريان - عمه زاده ها محمد رضا - مهندس نورالله - مهدي - حسين - احمد احمدي و عموزاده ها احمد - مهدي - رضا مجتبي - سيد علي میراسدی نام برد.
افراد تاثير گذار بر شخصيت او علاوه بر خانواده مي توان از دايي اش آقاي علي پوريحيي و مهندس رضا سعيدي و مه بيز پوريحيي و مجتبي واحدي نام برد .
از مهارتهاي او مي توان از کار با کامپيوتر و اينترنت و محاسبات آماري ياد کرد .
*************************************************************

با هادی زمستان ۶۵

مدرسه شقاقی شاهرود زمستان ۷۰

پاییز ۷۱ با هادی

تابستان۸۱

بهار ۹۰ کرمانشاه پارک بیستون تعارف بستنی به مادرش

عید ۸۶ محوطه کوی دانشگاه تهران منزل آقای میرزایی

منار جنبان اصفهان عید ۸۹ به همراه مادر و هدی

هادی - حسین - حامد بالای برج آتشگاه اصفهان عید ۸۹

پارک کوهستان کرمانشاه عید ۹۰

پارک طاق بستان کرمانشاه محل عرضه کباب دنده - زمستان ۸۸

پارک مجاور ۳۳ پل اصفهان با هادی عید ۸۹

پارک کوهستان کرمانشاه عید ۹۰

پارک سراب شهر صحنه زمستان ۸۸ - کرمانشاه

با هادی سال ۸۵

هادی - حسین - حامد ۳۳ پل اصفهان عید ۸۹

سيد حسين ميراسدي ام و اهل شاهرود و ساکن تهران و اهل فرهنگ و تعليم و تربيت بوده و معلمي مرا با خود برده و در قالبي که او برايم ريخته نتوانسته ام از آن خارج شده و به خود اصلي ام برسم . پرواي اين را هم ندارم که رضايتم را از وضع موجود اطهار نمايم . از جمله اينکه پس از بازنشسته شدن باز هم به نوشتن علاقه مندم و به اصرار اطرافيان و دوستان قصد آن کردم که با نوشتن فاصله ام با فرهنگ را در حد متوسطي نگه دارم . اميد دارم دوستان با عنايات خود مرا ياري نمايند .