يارانهها
- اندر ستايش سهبرابر شدن يارانهها
- سارا فرهمند
پول يارانه شود آخر سهچندان، غم مخور
ميدهد دولت به تو شصداد تومان، غم مخور
صبر كن سوراخ جيبت را دو تا كوك شل بزن
گر كه شد آسفالت فعلا فك و دندان، غم مخور
پول قبض آب اگر آمد به حد قبض روح
دست و روي خود بشور در زير باران، غم مخور
پول قبض برق اگر ناگه سه فازت را پراند
سيم بكش از كنتور همسايههاتان، غم مخور
جاي غرغر هي بخوان آواز با صوت رسا:
اندك اندك اندك اندك جمع مستان... غم مخور
اسكناسان! نازنازان در رهاند اي بيخبر
ميخوري هر شب كباب و مرغ بريان، غم مخور
گر به دستانداز افتاده پرايد اقتصاد
تا كه اين دولت نشسته پشت فرمان، غم مخور
از گراني توي تاكسي پشت هم نچنچ نكن
جان بچه، جان بابا، جان مامان غم مخور
غر نزن هي، نق نزن هي، كله دولت پكيد
اي يامان،اي كوفت،اي درد بيدرمان! غم مخور
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 12:10 توسط حسین
|
سيد حسين ميراسدي ام و اهل شاهرود و ساکن تهران و اهل فرهنگ و تعليم و تربيت بوده و معلمي مرا با خود برده و در قالبي که او برايم ريخته نتوانسته ام از آن خارج شده و به خود اصلي ام برسم . پرواي اين را هم ندارم که رضايتم را از وضع موجود اطهار نمايم . از جمله اينکه پس از بازنشسته شدن باز هم به نوشتن علاقه مندم و به اصرار اطرافيان و دوستان قصد آن کردم که با نوشتن فاصله ام با فرهنگ را در حد متوسطي نگه دارم . اميد دارم دوستان با عنايات خود مرا ياري نمايند .