باغ آقای موسوی
در هفته اول مرداد امسال به منظور شرکت در مراسم عروسی
اخوی زاده آقا رضا با خانم موسوی عازم ولایت شهر شاهرود شده
و چند روزی را به اتفاق خانم پوریحیی و هدی وارد بر همشیره ها و
اخویها بودیم. علاوه بر شرکت در مراسم مختلف عروسی فرصتی
دست داد که سری هم به باغات همشیره ها یعنی آقای موسوی =
همشیره حاج زهرا و باغ آقای احمدی = حاج فاطمه زده و دل را از عزای
دوری از میوه های تابستانی شاهرود بدر آوریم.
هر چند که همزمان با شرکت در مراسم ازدواج خاصه که در مقدمه
حنا بندون ما را به حرکات موزون معروف به ملا واداشته و ما را از عزای غم و
اندوه غربت در آورده بودند.
زمان زیادی از آن موقع می گذرد و فرصت این یادداشت فراهم نشده
بود تا که اکنون در هنگامه بیکاری ها این یادداشت به همراه تعدادی
عکس تقدیم می گردد.
باشد که مقبول افتد و ذکر یادی و خاطره ای و ....
************************************************۸
باغ آقای موسوی

حاج فاطمه به راستی که نطاقی و سخنوری را از اجداد سخنران و روضه خوان خود به ارث برده و اکنون نیز همراهان را در کم کاری انزار می دهد و ....

درخت به باغ اقای موسوی

راهی را که زنها را به آلبلوها میرساند را نشان می دهد

حال که شلیل و آلو در دست جا نمی گیرد پس بهتر که ......

شلیل ها منتظر رسیدن سبدند

شلیل ها به دقت چیده شده که ضربه نخورند

سید موسوی خوشحال و مغرور از اداره باغی که ثمرهایی وصف ناپذیر دارند

آلوهای قرمز هم زیبایی خاص خود را دارند

سبد میوه های باغ آقای موسوی از زردآلو و شلیل و آلو و ...

توت خوردن از درخت نشاط و دلپذیری لذت بی پایان خود را دارد.

در اندیشه .....

خانم پوریحیی چیدن میوه و توت را از درخت ترجیح می دهد تا ....

کارتون زردالوهای درخت حیاط حاج آقا موسوی
سيد حسين ميراسدي ام و اهل شاهرود و ساکن تهران و اهل فرهنگ و تعليم و تربيت بوده و معلمي مرا با خود برده و در قالبي که او برايم ريخته نتوانسته ام از آن خارج شده و به خود اصلي ام برسم . پرواي اين را هم ندارم که رضايتم را از وضع موجود اطهار نمايم . از جمله اينکه پس از بازنشسته شدن باز هم به نوشتن علاقه مندم و به اصرار اطرافيان و دوستان قصد آن کردم که با نوشتن فاصله ام با فرهنگ را در حد متوسطي نگه دارم . اميد دارم دوستان با عنايات خود مرا ياري نمايند .