شناسنامه و شناسنامه اش
چه شد شناسنامهدار شدیم؟
از 94 سال قبل به آن طرف حرف میزنیم، از مردمی كه نمیدانستند كی به دنیا آمدهاند، چه زمانی ازدواج كردهاند و عزیزانشان را چه وقت از دست دادهاند.
بعضی از این مردم، اما سواد خواندن و نوشتن داشتند و اگرچه تعدادشان كم بود، ولی میان اطرافیان و هممحلیهایشان جا انداخته بودند كه هر انسان زنده باید زمان وقوع اتفاقات مهم زندگیاش را بداند. به همین علت گروهی از مردم وقتی صاحب فرزند میشدند یا ازدواج میكردند و كسی از بستگانشان را از دست میدادند به این عده باسواد مراجعه میكردند و آنها هم نام نوزاد، تاریخ به دنیا آمدنش، روز به خانه بخت رفتن و زمان چهره در نقاب خاك كشیدن را روی جلد قرآن یا گوشهای از یك كتاب شعر یا بر تكه كاغذی مخصوص این كار مینوشتند.
با این حال، همه مردمان آن روزگار به این كار اعتقاد نداشتند. آنها میگفتند آدمی كه قرار است روزی بمیرد و با خاك یكسان شود چه فرقی دارد بداند كی به دنیا آمده یا دیگران از تاریخ مرگش باخبر باشند؛ یعنی عقیدهای مرسوم در آن سالها كه باعث شده امروز خیلی از ما از احوالات دو سه نسل قبل از خودمان بیخبر باشیم.
اما از 94 سال پیش به این طرف، تحولی بزرگ اتفاق افتاد؛ همان روزهایی كه جامعه ایران در حال پوست انداختن به شیوه نوین بود و حداقل نیازش این بود كه مردم ساكن در آن نام و نشان و هویتی مكتوب داشته باشند.
این تحول از شهریور 1295 كلید خورد و در دی 1297 اجرایی شد، آن هم در قالب تصویب نامه 41 مادهای هیات وزیران كه بر تشكیل اداره ثبت احوال در وزارت داخله (كشور) تاكید داشت. نام این اداره ابتدا سجل احوال بود، مدتی هم نامش اداره احصاییه و سجل احوال كل مملكتی شد تا اینكه سال 1316 مسئولیت آمارگیری هم به عهدهاش گذاشته شد و نامش به اداره آمار و ثبت احوال تغییر كرد.
تا وقتی گردانندگان حكومت، نظرشان را درباره این اداره تغییر نداده بودند، اداره آمار و ثبت احوال، در 35 شهر كشور سرشماری نیز كرد، اما از سال 1337ورق برگشت و با جدا شدن امور آمارگیری از ثبت وقایع، اداره ثبت احوال متولد شد.
ما حالا میراثدار این تحولات هستیم كه شاید بیشترمان نیز ندانیم چه سختیهایی كشیده شده تا امروز در دست تكتك ما شناسنامهای باشد كه گویای هویت ماست.
اولین شناسنامهها
94 سال پیش كه دولت تصمیم به شناسایی ایرانیان، ثبت تاریخ و محل تولد و تفكیك آنها با نام خانوادگی گرفت، اینطور نبود كه همه افراد مشتاقانه به ادارات ثبت احوال بروند و برای دریافت شناسنامه صف بكشند بلكه خیلی از آنها از دست ماموران مخفی شدند، خیلیها اطلاعات غلط دادند و بعضیها مقاومت كردند و گفتند اگر شناسنامهدار شدن مردان و پسران را بپذیرند هرگز زیر بار شناسنامهدار شدن زنان و دختران نمیروند البته در لابهلای مردم آن روز كه با واژههای ثبت احوال و سجل و هویت فردی بیگانه بودند، مشتاقان داشتن شناسنامه نیز وجود داشتند؛ كسانی مثل فاطمه ایرانی كه در تاریخ ثبت احوال ایران از او بهعنوان نخستین فردی كه برایش شناسنامه صادر شد، یاد میشود.
این زن در كشور رتبه نخست دارد و جایگاهش برای همیشه دستنیافتنی است، اما از سال 1297 كه بتدریج ادارات ثبت احوال در بخشهای مختلف كشور تاسیس شد، كسانی بودند كه همچون فاطمه ایرانی، عنوان اولین كسی كه سند سجلی به نامش صادر شده را به دست آوردهاند.
در مشهد این عنوان سال 1306 در دوازدهم مرداد به غلامرضا رضایف كه متولد سال 1272 بوده است، رسید. در همدان نیز اولین شناسنامه در نهم مهر 1304 برای عباس صدر، رئیس بلدیه همدان صادر شده، در ایلام نیز این عنوان متعلق به قباد خان عبداللهی است كه موفق شده در بیست و پنجم شهریور 1311 صاحب شناسنامه شود.
در یزد هم یك مرد در این حوزه ركوردار است، شخصی به نام علی آقا افشارزاده كه بیست و ششم فروردین برایش شناسنامه صادر شده است. همچنین در قم اولین سند سجلی سال 1304 تنظیم شده كه نام مردی به نام حاجی میرزاحسین خان سعیدی در آن نوشته شده است.
ركورد شهر قائمشهر نیز در دست رسول متولی علیآبادی است كه نوزدهم آبان 1306 شناسنامه گرفته و اعلام كرده شغلش عطاری است.
در این سال در كرمان و خوزستان هم دو مرد اولین شناسنامههای صادر شده در استانشان را دریافت كردهاند؛ مردانی به نامهای حجتالاسلام میرزا علیمحمد هروی و میرزا محمدعلی صفایی. تاریخ صدور شناسنامه در تبریز، اما به یك سال قبل از این تاریخ برمیگردد، یعنی به دهم مرداد 1305 كه میرزا مصطفی خان نیساری از مستخدمان نظمیه صاحب شناسنامه شد.
از سایر استانها و اولین كسانی كه سند سجلی به نامشان صادر شده اطلاعات دقیقتری در دسترسمان نبود اما همین میزان اطلاعات هم كافی است تا از این به بعد هر زمان شناسنامهمان را باز كردیم و ورقش زدیم یا اگرقرار شد از روی صفحات آن كپی بگیریم، هم به آدمهایی فكر كنیم كه برای شناسنامهدار كردن مردم كوشیدهاند و هم به آنها كه با افكار روشنشان از این طرح استقبال كردهاند و در این راه پیشقدم بودهاند.
---------------------------------------------------------------------
از نام بد به نام خوب
باورتان میشود افرادی هستند كه نام كوچكشان پشه، آفت، عذاب یا گرگعلی است. جالبتر اینكه خیلی از این افراد برای خلاص شدن از شر نامشان دست به كار هم شدهاند البته با شیوهای كه سازمان ثبت احوال برای این كار در نظر گرفته در ده ماه نخست امسال 9975 نفر برای تغییر نام خود اقدام كردند و در این بین تنها 1888 نفر نتوانستند نامشان را تغییر دهند.
نامشان یا همنام ائمه و معصومین بود یا در فهرستی كه سازمان ثبت احوال برای تغییر مشخص كرده قرار نداشت، چراكه كارشناسان سازمان ثبت احوال 7400 نام دخترانه و پسرانه را كه ناشایست هستند، فهرست كرده تا افرادی كه این نامها را دارند براحتی بتوانند آن را تغییر دهند.
سازمان ثبت احوال برای تغییر نام به دو گونه عمل میكند. برای نمونه افرادی كه نامشان بد معنی یا مغایر با جنسیتشان است یا كلمات خارجی دارد میتوانند با مراجعه به شورای حل اختلاف سازمان ثبت احوال در مدت یك روز یا حداكثر یك هفته نام خود را تغییر دهند.
محسن اسماعیلی، مدیركل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال كشور در اینباره میگوید: برابر ماده سه قانون ثبت احوال، افرادی كه اسمشان ناشایست است، دیگر به دادگاه و استخدام وكیل نیاز ندارند. آنها خیلی راحت میتوانند به هیات حل اختلاف سازمان ثبت احوال مراجعه كنند و نام خود را تغییر دهند.
كارشناسان ثبت احوال برای اینكه كار را برای افرادی كه میخواهند نام خود را تغییر دهند، راحت كنند فهرستهایی را آماده كردهاند. در این فهرستها برای دختران3700 نام كه بد معنی یا مغایر با جنسیت آنهاست درج كردهاند. برای همین اگر نام متقاضی میان این اسامی وجود داشت، میتواند به آسانی نام خود را تغییر دهد. البته برای پسران هم چنین فهرستی آماده شده كه حدود 3700 نام است.
به گفته اسماعیلی در گذشته مردم با توجه به علایق و فرهنگ خود نامهایی برای فرزندانشان انتخاب كردهاند كه الان برای آنها دردسر شده؛ اسامیای مانند آفت، عذاب، گرگعلی، شنبه و دوشنبه.
او میگوید: افرادی هم هستند كه نام كوچكشان تركیبی از نام حیوان و انسان است، مانند شیرعلی. این افراد میتوانند به هیاتهای حل اختلاف ثبت احوال مراجعه كرده و براحتی نام حیوان را از اسم خود حذف كنند.
به شرط فراوانی
ثبت احوال به فكر آن دست از افرادی هم بوده كه با گذشت زمان دیگر اسمشان مورد توجه جامعه نیست و خریدار ندارد و كسی آنها را برای فرزندانش انتخاب نمیكند؛ اسامیای مانند اشرف یا اعظم از اینگونه است.
این اسامی معنی بدی ندارند و خیلیها هم آنها را زیبا میدانند، اما آنچه باعث شده كارشناسان ثبت احوال شرایط را برای تغییر آنها مهیا كنند، فراوانی كم آنهاست.
به همین دلیل برخلاف مدتی قبل كه این افراد برای تغییر نام خود باید به دادگاه میرفتند از ابتدای امسال آنها میتوانند با حضور در هیات حل اختلاف ثبت احوال به خواسته خود برسند بنابراین چنانچه فراوانی اسم شما در پنج سال اخیر كمتر از 1000 است، میتوانید بدون دردسر نامتان را تغییر دهید.
مدیركل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال كشور ادامه میدهد: با تصویب این قوانین جدید در ده ماه نخست امسال 9975 درخواست تغییر نام داده بودند. بعد از بررسی با تغییر نام 7639 نفر موافقت شد و تنها 1888 نتوانستند نام خود را تغییر دهند، این افراد هم عموما نامهایی مناسب با فراوانی بالا داشتهاند یا نامشان همنام ائمه و معصومین بوده است. با این كار حتی باعث شدیم از تعداد پروندههای قضایی كه به دادگاهها سرازیر میشود، كاسته شود.
به گفته اسماعیلی برای افرادی كه از طریق هیات حل اختلاف میتوانند نامشان را تغییر دهند شرط سنی تعیین نشده، اما افرادی كه از طریق دادگاههای دادگستری میخواهند نام خود را تغییر دهند باید 15 سال به بالا باشند.
اسماعیلی میگوید برای اینكه متقاضیان تغییر نام راحتتر به هدف خود برسند، مقالههایی درخصوص فرهنگ نامگزینی و نامهای مناسب فراوانی روی سایت خود قرار دادهاند و به این شكل مردم میتوانند آنها را مطالعه و برای خود و فرزندانشان نامهای پسندیدهای انتخاب كنند.
او ادامه میدهد: ما 5200 نام ایرانی و اسلامی را از 64 منبع معتبر تهیه كردهایم، از منابعی مانند لغتنامه دهخدا، معین و فرهنگنامه نفیسی و منابع اسلامی مانند قرآن و احادیث استفاده شده تا بحث فرهنگی نامگذاری را مدیریت كنیم.
تغییر نام خانوادگی
سازمان ثبت احوال برای تغییر نام خانوادگی هم مواردی را در نظر گرفته تا آنها كه نام فامیل ناشایستی دارند براحتی بتوانند آن را تغییر دهند.
افرادی كه نام خانوادگی آنها از واژههای نامناسبی مانند بیچاره و گدا تشكیل شده باشد؛ اشخاصی كه نام فامیلشان بیشتر از دو كلمه باشد مانند فلاح ناگزیر لنگرودی یا خنجریبرار عزیزی.
نامهای خانوادگی كه با واژههای خارجی تركیب شده باشد، مانند علیاف یا یوهان سون و افرادی كه نام فامیلشان مغایر ارزشهای اسلامی مانند بیدین و شیطانپرست هم باشد، میتوانند براحتی نام فامیل خود را تغییر دهند.
بهمن مشایخی، معاون اداره كل اسناد هویتی سازمان ثبت احوال در اینباره میگوید: افرادی هم كه نام فامیلشان شامل لقب و عناوین است یا منصوب به محل است مانند خان، مهندس، سرهنگ یا علیآبادی میتوانند در هیاتهای حل اختلاف سازمان ثبت احوال نام خانوادگی خود را به آسانی تغییر دهند.
علاوه بر این، افرادی هم كه برای یكی از بستگان نزدیك آنها مانند برادر و خواهر محكومیت كیفری موثر پیش بیاید، مثلا به حد یا شلاق محكوم شوند میتوانند درخواست تغییر نام خانوادگی بدهند.
مشایخی ادامه میدهد: افراد میتوانند برای وحدت با نام خانوادگی برادر یا عموی خود تقاضای تغییر نام خانوادگی بدهند یا چنانچه نام خانوادگی آنها تركیبی از واژه و طایفه، رنگ، نام حیوان، شیء یا حتی دارای پیشوند یا پسوند باشد درخواست تغییر نام خانوادگی بدهند.
البته آنها كه نام خانوادگی جدید برای خود انتخاب كردهاند و دوست دارند آن را برای خود به ثبت برسانند باید توجه كنند نام خانوادگیای انتخاب كنند كه شخصی آن را نداشته باشد، چراكه در غیر این صورت باید از او یا وارثانش اجازه بگیرند.
----------------------------------------------------------------
نامگذاری از شمال تا جنوب شهر
فكر میكنید پدر و مادرهای امروزی برای انتخاب نام فرزندان خود به چه نكاتی توجه میكنند یا برای این كار چقدر وقت میگذارند؟ برای اینكه از چند و چون این ماجرا باخبر شویم به دو اداره ثبت احوال تهران رفتیم؛ یكی در شمال شهر یعنی محدوده شمیرانات و دیگری در جنوب شهر یعنی اداره ثبت احوال شهر ری.
جالب است بدانید كارشناسان ثبت احوال در جنوب شهر بهطور میانگین روزانه برای 150نوزاد شناسنامه صادر میكنند و در شمال شهر این رقم به 40 شناسنامه در روز كاهش پیدا میكند. از این گذشته، ملاكها و رفتارهای پدر و مادرهایی كه برای نامگذاری به این مراكز آمده بودند هم كمی باهم متفاوت بود، اما آنچه در این دو اداره مشابه بود، انتخاب نام ایرانی برای كودكان و تاثیرگذار بودن مادران جوان برای تعیین نام فرزندان بود.
اداره ثبت احوال شهرری درست كنار ایستگاه متروی این منطقه قرار دارد. بعد از وارد شدن به اداره خیلی راحت میتوانید از رفت و آمد پدر و مادران جوان، بخشی را كه به صدور شناسنامه نوزادان اختصاص دارد، پیدا كنید. در سالن نسبتا بزرگی كه برای این كار در نظر گرفتهاند، روی دیوارها چند عكس و پوستر از كودكان خودنمایی میكند، چند ردیف صندلی هم در سالن چیده شده است و پدر و مادرها روی آنها نشستهاند و منتظرند نوبتشان برسد.
«نام پدربزرگ خدا بیامرزش حسن بود. برای همین خانمم دوست دارد پسرمان همنام پدرش باشد، اما من هم دوست دارم اسم پسرم را داریوش بگذارم، به همین علت با همسرم توافق كردهایم در شناسنامه اسم پسرمان را حسن بگذاریم، ولی در خانه داریوش صدایش كنیم.» اینها را مرد میانسالی میگوید كه برای گرفتن شناسنامه فرزند پنجم خود به اداره ثبت احوال آمده است. او كه تحصیلاتش زیر دیپلم است، ادعا میكند داریوش نام زیبا و سنگینی است برای همین میخواهد بچهاش را در خانه به این نام صدا كند.
كمی آن طرفتر از آقای میانسال، مرد جوانی مشغول پر كردن فرمهای مربوط به صدور شناسنامه نوزدان است. او كه مدرك تحصیلیاش فوق دیپلم است و بعد از گذشت چهار سال از ازدواجش پدر شده، اینطور ادامه میدهد: «به انتخاب همسرم اسم كودكمان را ماهان گذاشتیم. ماهان یعنی مانند ماه. برای انتخاب اسم هم خانمم میگفت باید نام ایرانی، تك و زیبا باشد برای همین این نام را انتخاب كرد و من هم قبول كردم.»
یكی دیگر از پدرهای جوان نام یسرا را برای فرزند خود انتخاب كرده است. او میگوید: «تحصیلاتم سیكل است و همسرم این نام را با مطالعه از قرآن انتخاب كرده است.»
مرد جوان دیگری میگوید نام پویا را انتخاب كرده، چراكه برای فرزند خود دنبال اسم اصیل ایرانی میگشته است. او كه مدرك تحصیلیاش فوق دیپلم است، برای انتخاب این اسم حدود 5 ماه زمان گذاشته است.
پدر جوان دیگری كه به گفته خودش تحصیلاتش دیپلم است و فعلا از كار بیكار شده، میگوید: «چون فرزندم در ماه ربیعالاول به دنیا آمده نام امیرمحمد را برایش انتخاب كردهام.»
مرد جوان دیگری كه همراه همسرش برای گرفتن شناسنامه فرزندشان به اداره ثبت احوال شهرری آمده، اینطور توضیح میدهد: «برای دخترمان نام یغما را انتخاب كرده بودیم، اما اینجا میگویند یغما نام پسر است و قبول نمیكنند.» این پدر جوان هم تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخوانده است.
به گفته پدر جوان دیگری، او نام ملینا را برای فرزندش انتخاب كرده چراكه تك است. او كه تا مقطع دیپلم درس خوانده و شغلش هم آزاد است، میگوید: «چون نام فرزند اولمان را من انتخاب كردم، برای فرزند دوم تصمیمگیری را به عهده همسرم گذاشتم.»
مرد دیگری كه مشغول واریز كردن 2000تومان پولی است كه اداره ثبت احوال برای صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفته میگوید تا مقطع ابتدایی بیشتر درس نخوانده است. او ادامه میدهد: «غیر از رسید پول، اصل گواهی ولادت و شناسنامه والدین هم باید باشد. من و همسرم امیرحسین را انتخاب كردیم چون از اسامی ائمه است.»
پدر جوان دیگری میگوید ملاك او برای انتخاب اسم فرزندش، ایرانی و تك بودن است. او اضافه میكند: «تصمیمگیری را به عهده همسرم گذاشتم، چون او برای به دنیا آمدن فرزندمان سختی زیادی كشید، وقتی نام سارینا را انتخاب كرد، من هم موافقت كردم.»
به گفته یكی از كارمندان اداره ثبت احوال شهرری، پدر و مادرهایی هم هستند كه تا لحظه ارائه درخواست برای صدور شناسنامه هنوز برای فرزند خود نامی انتخاب نكردهاند. او ادامه میدهد: «هر روز یا یك روز در میان با افرادی از این دست برخورد میكنیم. ما به آنها میگوییم نمیتوانیم برایشان اسمی انتخاب كنیم و بهتر است خودشان باهم مشورت كنند و به نتیجه برسند.» جالب است بدانید كارمندان ثبت احوال شهرری روزانه بین 140 تا 150 شناسنامه برای نوزادان صادر میكنند.
ثبت احوال شمیرانات
برخلاف سالن بزرگی كه در اداره ثبت احوال شهرری برای بخش صدور شناسنامه نوزادان در نظر گرفتهاند در اداره ثبت احوال شمیرانات قسمت كوچكی را به این كار اختصاص دادهاند، البته این را هم اضافه كنیم كه تعداد مراجعهكنندگان به این قسمت هم خیلی كمتر از شهرری است.
به گفته یكی از كارمندان این بخش، آنها در طول روز به طور میانگین 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر میكنند. برای همین منتظر میمانیم تا پدر یا مادر جوانی از راه برسد تا با او درخصوص ملاكهایش برای انتخاب نام حرف بزنیم.
بعد از حدود ده دقیقه مرد جوانی از راه میرسد و سراغ بخش صدور شناسنامه نوزادان را میگیرد. او كه نام مرصاد را برای فرزندش انتخاب كرده، میگوید: «تحصیلاتش دیپلم است و همسرش سعی كرده نامی انتخاب كند كه دو سیلابی نباشد و مخفف هم نداشته باشد.»
یكی دیگر از مراجعهكنندگان به اداره ثبت احوال شمیرانات میگوید نام آریا را انتخاب كرده چون دوست داشته فرزندش نامی ایرانی داشته باشد. او كه مدرك تحصیلیاش لیسانس است، میگوید: «با همسرم به این توافق رسیدیم كه برای فرزند خود نامی ایرانی انتخاب كنیم تا همیشه ما و او را به یاد سرزمینش بیندازد.»
پدر جوان دیگری هم كه تا مقطع لیسانس تحصیل كرده است، میگوید: «با همسرم مشورت كردیم تا نامی ایرانی و فارسی برای فرزندمان انتخاب كنیم. برای همین آرتمیس را كه به معنی زن راستگوست انتخاب كردیم.»
در این میان یكی از كارمندان ثبت احوال با صدای بلند اعلام میكند پدر ابوالفضل كیست؟ شناسنامهاش حاضر است. مرد جوان در حالی كه شناسنامه فرزندش را بررسی میكند، میگوید: «فوق لیسانس روانشناسی دارم و نام ابوالفضل را به این دلیل انتخاب كردم كه پسرم پیرو ائمه باشد.»
پدر جوان دیگری هم كه به گفته خودش كارشناس ارشد است، نام روشنا را برای فرزندش انتخاب كرده است. او میگوید: «در مرحله اول میخواستم نام فرزندم ایرانی و اصیل باشد. علاوه بر این میخواستم شبیه اسم فرزند دیگرم هم باشد.»
پدر جوان دیگری ادعا میكند، دنبال اسمی میگشته كه هم مذهبی باشد و هم خیلی جدید نباشد، برای همین نام نیایش را انتخاب كرده است. او كه مدرك تحصیلیاش لیسانس است، ادامه میدهد: «با همسرم این نام را انتخاب كردیم. دوست نداشتیم اسمهای جدید و ناشناخته را برای فرزندمان انتخاب كنیم.»
مرد میانسالی هم برای كودك خود نام هستی را انتخاب كرده است. او كه تا مقطع كارشناسارشد تحصیل كرده، میگوید: «ملاك اصلیام ایرانی بودن اسم بود، البته باید نامی انتخاب میكردم كه به نام خانوادگی هم میخورد. برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم، هستی را انتخاب كنیم.»
آترین، نامی است كه پدر و مادر جوان دیگری برای فرزند خود انتخاب كردهاند. آنها كه هر دو كارشناس ارشد هستند، میگویند: «با هم مشورت كردیم تا نامی ایرانی، اصیل و تك انتخاب كنیم.»
وقتی از پدر جوان دیگری كه نام آدریانا را برای فرزندش انتخاب كرده درباره معنی اسم كودكش میپرسم، میگوید: «فكر میكنم به معنی زیبارو باشد. بگذارید معنی دقیقش را تلفنی از همسرم بپرسم. راستش انتخاب من كاملیا بود، اما همسرم آدریانا را انتخاب كرده است. ما میخواستیم نامی انتخاب كنیم كه تك باشد.» بعد از چند دقیقه مرد جوان میگوید همسرش گفته آدریانا نام اولین ملكه ایران زمین بوده است.
مرد جوان دیگری نام ساشا را برای پسرش انتخاب كرده است، اما وقتی كارشناسان ثبت احوال به او میگویند این نام خارجی است و سیستم به آنها اجازه ثبت نمیدهد. ناراحت میشود. او میگوید: «انتخاب این نام نظر خانواده ماست. به هر حال قبول نكردند برای همین نام سپهر را انتخاب میكنیم.»
یكی از كارمندان اداره ثبت احوال شمیرانات میگوید او و همكارانش بهطور میانگین روزی 40 تا 50 شناسنامه برای نوزادان صادر میكنند و برخیها دوست دارند برای فرزندانشان نام خارجی بگذارند، اما طبق قانون این كار میسر نیست.
او ادامه میدهد: «به طور میانگین روزی یك یا دو نفر میخواهند اسم خارجی برای فرزند خود انتخاب كنند، ولی وقتی ما قانون را به آنها میگوییم، آنها اسم دیگری را انتخاب میكنند.» به گفته آقای كارشناس، بعد از تنظیم شدن سند، آنها دیگر نمیتوانند نام را تغییر دهند و باید با حكم دادگاه این كار انجام شود.
او خاطرهای هم در این خصوص برایمان تعریف میكند: «یكبار خانمی زنگ زد و در حالی كه بشدت گریه میكرد، گفت همسرم بدون مشورت با من نام بچه را انتخاب كرده است. او میخواست ما نام فرزندش را عوض كنیم با اینكه چند ساعت بیشتر از صدور شناسنامه كودك آنها نگذشته بود، اما طبق قانون بعد از صدور شناسنامه تنها با حكم دادگاه میتوان نام را تغییر داد. برای همین ما كاری نتوانستیم انجام دهیم.»
یكی دیگر از خاطرات آقای كارشناس مربوط میشود به خوابنما شدن مادری جوان. او در اینباره میگوید: «یكبار هم مادر جوانی میخواست نام دخترانهای را روی پسرش بگذارد. وقتی ما به او گفتیم سیستم اجازه چنین كاری نمیدهد، او گفت خواب دیده كه باید چنین اسمی را انتخاب كند. ما هم كه نمیتوانستیم كاری برایش انجام دهیم، راهنماییاش كردیم تا به اداره كل ثبت احوال برود. گویا او بعد از كلی دوندگی توانست نام دلخواهش را روی فرزند خود بگذارد.»
-----------------------------------------------------------------------
از اسمم بیزارم!
نامگذاری یكی از اولین كارهایی است كه حتی قبل از تولد به آن فكر میكنیم. همه والدین دلشان میخواهد اسمی را برای فرزندشان انتخاب كنند كه علاوه بر زیبا و آهنگین بودن، پرمعنا نیز باشد، اما به هر حال انتخاب نام، نشانهای از فرهنگ و تمدن جامعه و دیدگاه افراد به زندگیشان است.
اما داستان انتخاب اسم طولانیتر از بررسیهای كوتاه پدر و مادر یا اعضای درجه اول خانوادههاست، چراكه داشتن اسم یكی از راههای برقراری ارتباط اجتماعی از سالهای اولیه تجربه زندگی اجتماعی از سوی كودك تا پایان عمر است و حتی در بسیاری از موارد شروع مكالمه با كودكان با پرسیدن اسم آنها شروع میشود بنابراین انتخاب اسم مهمتر از پروسهای است كه امكان دارد یك نامگذاری ساده تلقی شود.
با اسمم زندگی میكنم
اسم هركس بر شخصیت او اثرگذار است و نوع ارتباطی كه هر فرد با اسم خودش برقرار میكند، بر رشد فردی و شخصیتی او و حتی موقعیت اجتماعیاش تاثیر دارد.
در حقیقت انسانها با نام خود زندگی كرده، رشد میكنند و هویت خود را به دست میآورند بنابراین داشتن یك اسم زیبا و خوشآهنگ نهتنها احساس اطمینان فرد را افزایش میدهد، بلكه موجب میشود دیگران بهطور مثبتتری به وی نگاه كنند.
اسم انسان مانند كارت ویزیتی است كه معرف و بیانگر شخصیت درونی ماست. افرادی كه از اسمشان بیزارند و آن را دوست ندارند همواره دچار چالش درونی هستند و عزت نفس آنها خدشهدار میشود.
این افراد نمیتوانند وقتی در بین جمع قرار میگیرند با افتخار اسم خود را بگویند. گاهی دیده میشود از اسم مستعار استفاده میكنند و وقتی دیگران اسم اصلی یا به عبارتی شناسنامهای آنها را میفهمند، احساس ناامنی میكنند. آنها تمایل ندارند فرم مشخصات خود را در حضور دیگران پر كنند یا تمایل ندارند دیگران نام اصلی آنها را بدانند.
دو اسمهها
داشتن دو اسم لزوما به انتخاب خود فرد نیست. گاهی مواقع ممكن است والدین اسمی را برای فرزند خود انتخاب كنند كه برای شناسنامه او باشد، ولی از همان دوران بچگی فرزند خود را با اسم دیگری صدا كنند كه این مساله در اختیار خود فرزند نبوده است.
به این ترتیب در دوران كودكی و هنگامی كه فرد به مدرسه وارد میشود با چالش روبهرو میگردد، زیرا در مدرسه افراد را با نام شناسنامهای آنها صدا میزنند و اگر فرد از نام شناسنامهای خود راضی نباشد، ناراحت و با دوگانگی روبهرو میشود.
حتی ممكن است خشمی را نسبت به افرادی كه نامشان را انتخاب كردهاند، پیدا كنند. این افراد همواره از والدین یا فردی كه نامشان را انتخاب كرده انتقاد میكنند و نسبت به آنها احساس نامطلوبی دارند بنابراین نارضایتی از اسم میتواند در حیطههای مختلفی از زندگی فرد رسوخ كند و نوعی نارضایتی دائمی برای او فراهم آورد.
این مساله میتواند به رابطه عاطفی بین والد و فرزند نیز صدمه بزند بنابراین داشتن اسم مناسب میتواند برای فرد آرامش به همراه بیاورد و اگر فرد از اسم خود دوری كند برای به زبان آوردن آن همواره احساس ناآرامی خواهد كرد.
گاهی افراد اسامی مناسبی دارند، اما بازهم دلشان میخواهد نامشان چیز دیگری باشد یا برای خود اسم مستعار انتخاب میكنند كه در دوران نوجوانی این مساله بیشتر به چشم میخورد.
گروه همسالان میتواند اثر زیادی بر این مساله داشته باشد. البته خیلی مواقع نیز با افرادی روبهرو میشویم كه مدتها به دنبال تغییر نام خود حتی در شناسنامهشان هستند و به داشتن اسم مستعار اكتفا نمیكنند. این افراد غالبا از اسم خود بشدت دوری میكنند.
وقتی والدین مقصرند
به دلایل مختلفی اتفاق میافتد خانواده نام مناسبی برای فرزندشان انتخاب نمیكنند، یعنی گاهی خانوادهها از معنای اسمی كه انتخاب میكنند، آگاه نیستند.
گاهی نیز ممكن است نام انتخاب شده به دلیل حفظ یادبود نام یكی از عزیزانی باشد كه او را از دست دادهاند. مثلا نام مادربزرگ خود را برای علاقهای كه به او داشتهاند روی فرزند خود میگذارند. ممكن است آن نام زیبا باشد، اما اگر چندان بامعنا و بامفهوم نباشد فرزند را در آینده با مشكل روبهرو خواهد كرد.
نكته دیگری كه اهمیت دارد در مورد فرزندان خواسته یا ناخواسته است. گاهی مواقع دیده میشود وقتی فرزندی ناخواسته است، والدین شوق چندانی برای یافتن نامی زیبا ندارند.
همچنین وقتی بین پدر و مادر تعارضات و مشكلات عمیقی وجود دارد و از سطح صمیمیت و عاطفه پایینی برخوردارند نیز احتمال دارد در مورد انتخاب نام فرزند نیز با هم در كشمكش باشند و تنها كسی كه از این مساله در آینده صدمه میبیند، فرزندی خواهد بود كه ممكن است اسم او به دلیل روابط عاطفی ضعیف یا همسو نبودن نظر پدر و مادر انتخاب شده باشد اما از آنجا كه اسم انسان تاثیر بسزایی در رشد مهارتهای اجتماعی فرد و افزایش اعتماد به نفس و مقبولیت فرد میگذارد، باید توجه خاصی به این مطلب شود و روح زمان نیز در نظر گرفته شود.
----------------------------------------------------------------------------
واضح است هیچ پدر و مادری در هیچ برهه تاریخی، بعمد نام فرزندش را طوری انتخاب نكرده است كه بعدها فرزندش را به دلیل همان نام مسخره كنند. درواقع، نیت همه پدر و مادرها برای انتخاب نام فرزندشان، انتخاب نامی نیك و زیبا بوده است، اما با گذر زمان، نامها هم پوست میاندازد.
گاه اسمی كه در دورهای برایش سر و دست میشكستند، یكباره به نامی تبدیل میشود كه حتی صاحب آن جرات نمیكند اسمش را بهطور علنی در جمع بیان كند و البته گاهی هم نامی كه در دورهای بهعنوان یك اسم قدیمی و رنگ و رو رفته شناخته شده است، چند سال بعد به یك نام عامهپسند تبدیل میشود.
با این حساب، شاید استفاده از عنوان اسامی عجیب و غریب عنوان درستی نباشد، زیرا نامی كه مثلا برای یك شهروند اصفهانی عجیب و غریب است، احتمال دارد در استانی دیگر شناخته شده و پركاربرد باشد. به همین دلیل در این گزارش تلاش شده است فهرستی از نامهایی آورده شود كه برای اغلب اقوام ایرانی، عجیب و بهتآور به شمار میآید.
از پتو و پشه تا زردآلو و كلاغ
در محله ما، خانم مسنی زندگی میكرد كه بسیار بامحبت بود و بهعنوان بزرگ و معتمد محل شناخته میشد، طوری كه در اغلب جشن و عزاهای محله،« پتو» خانم حضوری فعال و مفید داشت.آن موقعها برای ما دانشآموزان ابتدایی، نام پتو دستمایهای برای شوخی و خنده بود، گرچه هیچ وقت بچههای محل به خودشان جسارت ندادند نام پتو خانم را در حضور خودش مسخره كنند، اما باید اعتراف كنم در همان دوران خردسالی و در جمعهای كودكانهمان، بارها به نام پتو خندیدیم البته وقتی بزرگتر شدیم و پتو خانم مهربان هم از دنیا رفت، بارها به دلیل خندههای كودكانهمان تاسف خوردیم، اما واقعیت این است كه هماكنون بسیاری از شهروندان ایرانی در گوشه و كنار این كشور، نامهایی به مراتب عجیب و غریبتر از پتو دارند كه حتی گاهی خودشان هم از نامشان ناراضی هستند، اما مرور زمان باعث شده بناچار بنامشان عادت كنند.
مطابق تحقیقات مركز آمار ایران، نامهای عجیب ایرانی، ریشه در نام مكانهای جغرافیایی، حیوانات، گیاهان یا مشتقاتی از صفات مختلف است. مثلا اسامیای مثل «آمریكا»، «اروپا»، «همدان»، «بغداد»، «بندرعباس»، «بوشهر »و «اهواز »از جمله اسامی عجیب مردان ایرانی است كه از نام مكانهای جغرافیایی مشتق شده است.
همچنین برخی اسامی مردانه هم است كه از نام زمانهای مختلف گرفته شده؛ نامهایی چون «امروز» ، «تیر ماه» ، «روزعلی»، «اذان وقت» و نام زنانه «شب چراغ» از جمله این اسامی حیرتانگیز است.
نامهایی مثل« پشه»، «تیله گرگ»، «ساس»و «كلاغ »هم از جمله نامهای مردانهای است كه از نام حیوانات مختلف گرفته شده است.
«زردآلو»، «فلفل»، «گیلاس»، «نخود» و «تریاك»هم در زمره نامهای نامانوسی است كه ریشه معنایی آنها از نام نباتات و خوردنیها گرفته شده است.
نامهای دیگری همچون «قیمتی»، «فقیر»، «فتنه»، «قاچاق»، «سوخته»، «آرشیو»، «آسیب»، «اجباری»، «اخی»، «اشتر»، «اهریمن»، «بیابانی»، «فضا»، «فراری»، «كابوس»، «بهداشت»، «علاقه»، «غم»، «غارت »و «لذت » فقط تنها گوشهای از7549نام نامانوسی است كه صاحبان این اسامی عجیب و غریب میتوانند با مراجعه به مراكز ثبت احوال در شهرشان، بدون هیچ مانعی نسبت به تغییر نامشان اقدام كنند.
روزنامه جام جم
سيد حسين ميراسدي ام و اهل شاهرود و ساکن تهران و اهل فرهنگ و تعليم و تربيت بوده و معلمي مرا با خود برده و در قالبي که او برايم ريخته نتوانسته ام از آن خارج شده و به خود اصلي ام برسم . پرواي اين را هم ندارم که رضايتم را از وضع موجود اطهار نمايم . از جمله اينکه پس از بازنشسته شدن باز هم به نوشتن علاقه مندم و به اصرار اطرافيان و دوستان قصد آن کردم که با نوشتن فاصله ام با فرهنگ را در حد متوسطي نگه دارم . اميد دارم دوستان با عنايات خود مرا ياري نمايند .